گنج

شمارهٔ ۲۴۰

ز چشم فتنه‌ات محشر غم پنهانی‌یی داردبه ذوق جلوه‌ات افلاک پر افشانی‌یی دارد
چه سازم شیوه خونریزی از یاد نگاهش رفتمگر از چشم مستی سرمه حیرانی‌یی دارد
دل ما دست از دامان مژگان نخواهد داشتنظر از چشم او می‌خواهد و قربانی‌یی دارد