شمارهٔ ۹۷
شیشه بر خاره به صد رنگ زدن پیشه مابیستون معدن الماس و جگر تیشه ما
از گل ناله زنجیر به بار آمده ایممگر ابریشم این ساز بود ریشه ما
گردش چشم تو صیادی دیگر داردشیر را سایه آهو شمرد بیشه ما
سنگ طفلان چه خوش آینده بهاری داردوقت آن شد که به گل بانگ زند شیشه ما
بیستون معدن یاقوت خجالت گرددشبنم از گل نخراشید دم تیشه ما
سوخت در پرده دل خون تمنا و هنوزسبزه رنگین دمد از گلشن اندیشه ما
گشته از بسکه به دشمن دل ما صاف اسیرمی خورد سنگ قسم ها به سر شیشه ما