گنج

شمارهٔ ۸۴۷

قافیه: ندی۷ بیت
در آتش دارم از هر عضو بندیگزندی هر کسی دارد سپندی
به دام سایه سروم گرفتارز استغنا بلندی قد بلندی
رهایی سرنوشت طالعم نیستچو نی می افتم از بندی به بندی
جدا هر ذره از من در حساب استغبارم گرد جولان سمندی
تغافل سوز گردیدم نگاهیبه تلخی جان سپردم نوشخندی
تکلف چیست زندان نفاقیتواضع چیست دام ریشخندی
اسیر حیرتم دارد شب و روزدل صاحب کمال خود پسندی