شمارهٔ ۸۴۳
ملک حیا به شرم نگاهی گرفته ایهند بلا به چشم سیاهی گرفته ای
تا اینقدر دلم به حیا مهربان نبودگویا به آسمان سر راهی گرفته ای
کس از بهانه تو مسلم نبوده استجرم ندیده را به گناهی گرفته ای
داغم که قدر عشق ندانسته ای اسیرآیینه را به قیمت آهی گرفته ای