شمارهٔ ۸۰۸
می بین چنین و یک نگه آشنا مکنترک جفا مکن مکن ای بیوفا مکن
ما خویش را به صافی باطن سپرده ایمآزار خود نمی کنی آزار ما مکن
سر رشته را به دست مروت سپرده ایمخواهی رها کن از کف و خواهی رها مکن
خواهی زبان تیغ شود مدح خوان توشادی به قتل دشمن بی دست و پا مکن
در کشتن اسیر مباهات می کنیشرم از نشان و نسبت آل عبا مکن