گنج

شمارهٔ ۷۴۸

قافیه: اییندارم۷ بیت
اگر شادم از غم رهایی ندارمسر و برگ آشفته رایی ندارم
دل آیینه خو بود دورش فکندمندارم سر خودنمایی ندارم
شکستی نمودم درست از شکستیتمنایی از مومیایی ندارم
جنون گر نیم چون فلاطون نگشتمخردگر نیم چون رسایی ندارم
همه دعوی دانش از سر فکندمترازوی جهل آزمایی ندارم
به نام آشنایند بیگانه ای چندبگویم به کس آشنایی ندارم
اسیر از دلش مهربانی ندیدمبه این جذبه آهن ربایی ندارم