گنج

شمارهٔ ۷۴۶

قافیه: ندارم۴ بیت
دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارمپریشانی ندارد خاطر جمعی که من دارم
عدم را خنده می‌آید به شوخی‌های تدبیرمز هر تحریک مژگان تو چاکی در کفن دارم
لبم با ناله می جوشد دلم با شعله می رقصدنمی دانم چه می گویم چه حال است اینکه من دارم
به برگ گل نویسم بعد از این مکتوب خاموشیدلم بر باد حیرت رفته با او یک سخن دارم