گنج

شمارهٔ ۷۲۵

قافیه: رجوشیدهام۵ بیت
لاله داغم ز گلزار جگر جوشیده‌امآتشین موجم ز بحر چشم تر جوشیده‌ام
قطره باران نیسانم که در دریای عشقگاه با طوفان و گاهی با خطر جوشیده‌ام
بر رگ جان خورده‌ام زین کینه‌جویان نیشترهمچو خون خود به هرکس بیشتر جوشیده‌ام
نخل امیدم ندارد حاصلی جز سوختناز نهال شعله مانند شرر جوشیده‌ام
کی شناسد این خزف بی‌مایگان قدر اسیرگوهرم در سینه بحر هنر جوشیده‌ام