شمارهٔ ۷۰۹
دارم دلی به سینه چو کژدم به زیر خاکرحم است برگزیده انجم به زیر خاک
عالم خزانه دار سرشک روان ماستگنج روان چرا نشود گم به زیر خاک
بستیم رخت و کم نشد اسباب سوختناین مشت استخوان شده هیزم به زیر خاک
در بند نارسایی سعی است کار خلقبی دام نیست دانه مردم به زیر خاک
دلکش تر است زمزمه در پرده فنامجنون فکند شور ترنم به زیر خاک
چون موج اسیر محشر ما بحر رحمت استکی می رود شهید تظلم به زیر خاک