شمارهٔ ۷۰۲
پرکاری معشوق نهان است در این باغهر جلوه ز هر شیوه نشان است در این باغ
صبح طرب از باده کشان است در این باغآن گل که نخندید خزان است در این باغ
هر تازه نهال از خم آغوش نسیمیدر صید نظر تیر و کمان است در این باغ
هر لاله که شبنم زده شوخی داغ استصبحی ز شب وصل عیان است در این باغ
هر برگ گل از شرم نظر بازی نرگسشوخی عرق از چهره نشان است در این باغ
غفلت نشود رهزن بیداری شبنمباد سحری خواب گران است در این باغ
با فیض دم پیر صفا هست و اثرهاهر سبزه نو رسته جوان است در این باغ
گلزار عجب قافله گاه است به صورتبا هر جرس غنچه فغان است در این باغ
بلبل شده سوداگر بازار نزاکتهر رنگ گلی جنس گران است در این باغ
از اطلس و زربفت و فرنگی و ختاییخوش بر سر هم چیده دکان است در این باغ
هر جام بلورین که شد از عکس چمن سبزاز طوطی (و) آیینه نشان است در این باغ
بی ساغر می خنده بیرنگی گلهاخمیازه ماه رمضان است در این باغ
دیوانگیش گل کند از سایه سرویبا شوق اسیر تو کمان است در این باغ