شمارهٔ ۶۶۸
ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگرهر موی بر سر از تو در اندیشه دگر
رفتم که زیر سایه هر برگ این چمنخالی کنم به یاد خزان شیشه دگر
جز عشق نیست مسئله آموز کفر و دیناز پیش برده هر کس از او پیشه دگر
درد تو کوهکن دل ما بیستون صبرهر داغ کهنه زخم دم تیشه دگر
کی عشق جا کند به دل بوالهوس اسیرشیر است آنکه دم زند از پیشه دگر