گنج

شمارهٔ ۶۶۴

قافیه: ادرنظر۷ بیت
مستم و آن چشم شهلا در نظرشوخ می رقصد تماشا در نظر
بسته آیین گریه مژگان مراقطره خونی است دریا در نظر
امشب از نظاره مستی می کنمبسته آیین عکس مینا در نظر
مصلحت بین صبح خیزان تو راسرمه خوابی است دنیا در نظر
مشق باران می کند مژگان منکاغذ ابری است صحرا در نظر
هیچ بر هیچ است چون خواب خمارحسن رنگ آمیز دنیا در نظر
جلوه ای سر کرد و می ریزد اسیربرگ گل از خاک آن پا در نظر