شمارهٔ ۶۰۱
در گلستان جگر داغ تو بس گل میکندآه من چون شمع از سوز نفس گل میکند
نشکفد از سیر گلشن غنچه دلهای تنگنخل امید اسیران در قفس گل میکند
گر به یاد روی آتشناک او بارم سرشکاز نم اشکم در آتش خار و خس گل میکند
در جگر گلهای زخم تازه از غیرت شکفتاول آن نخلی که باشد پیشرس گل میکند
گر سحاب از چشم تر خیزد ز فیض عشق اسیربحر را در شاخسار موج خس گل میکند