شمارهٔ ۵۸۳
به دلم بال و پر ناله کشیدن دادندقفس سینه به تاراج پریدن دادند
اثری گوشزد گریه شکاران کردندشوق را حوصله سینه دریدن دادند
کسی از باغ ادب غنچه نظاره نچیددیده نشنید اگر رخصت دیدن دادند
هیچ حاصل نشد از مزرعه نشو و نمادانه بسیار به تاراج دمیدن دادند
صید ما را نمک الفت صیاد گرفتورنه در دام و قفس شوق پریدن دادند
سعی اگر خضر شود پای طلب سد ره استرهروی را که نه توفیق رسیدن دادند
تا محبت نمک قصه ما گشت اسیرخواب را لذت افسانه شنیدن دادند