گنج

شمارهٔ ۵۷۶

قافیه: اساختهاند۸ بیت
دل شکاران که مرا بی سر و پا ساخته اندحلقه دام ز محراب دعا ساخته اند
گر همه سایه خاری است طوافی داردکعبه شوق مرا در همه جا ساخته اند
دل ناکام نمیرد که نظر کرده اوستاستخوان بندی قالب ز هما ساخته اند
چاره از کوشش بی صرفه پشیمان شدن استبرده اند از دل ما درد و دوا ساخته اند
شش جهت چیست که آهی بکند بنیادشچار دیوار جهان را ز هوا ساخته اند
دل فولاد هم از آتش عشق آب شودگر بداند که در این کوره چه ها ساخته اند
غم پنهانیم از دیده توان نقش زدنخلوت راز تو را پرده نما ساخته اند
زنده بادا دلت از حسرت جاوید اسیرخاک این کوزه گل از آب بقا ساخته اند