گنج

شمارهٔ ۵۶۰

دیوانه تو بار محبت نمی کشدآواره تو منت الفت نمی کشد
نی خار خار هستی و نی ذوق نیستیدارم دلی که منت حسرت نمی کشد
گفتن حکایتی و خموشی روایتیدردی است درد عشق که طاقت نمی کشد
عاشق که پی نبرد به بیگانگی اسیروصلش به کام و کام به فرصت نمی کشد