گنج

شمارهٔ ۵۵۷

جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شددر این بهار صبا عندلیب خواهد شد
ز چشم مست تو دیدیم کافرستانیکه سینه بتکده و دل صلیب خواهد شد
وفا صبور تخلص دل اضطراب لقبچها میان قرار و شکیب خواهد شد
شود اگر همه مرهم کبود کاغذ چرخچه زخمها که به حسرت نصیب خواهد شد
گرفتم اینکه شود مهربان زمانه اسیرکدام زخم دلم را طبیب خواهد شد