شمارهٔ ۵۳۶
زبان ناله پر از شوخی تحریر می گیرددعا پنداری امشب دامن تأثیر می گیرد
شبنم آیینه دارد در بغل از صبح سرشاریفروغ روشنی دارد چو شمعی دیر می گیرد
چه گلها می توان چید از دل دیوانه مستیکه دستی جام و دستی حلقه زنجیر می گیرد
ز عکس آیینه لافی با دل من می تواند زداگر مرد است جا در بزم بی تصویر می گیرد
اسیر از گوشه چشم تو با افلاک می گرددغبار دشت مجنون تو باج از شیر می گیرد