گنج

شمارهٔ ۵۱۸

قافیه: لمیبرد۵ بیت
از من و بلبل صبا صبر و تحمل می بردخاک راهت را به باغ از دامن گل می برد
گرد راهم بی نیازی را به خاک افکند و رفتجرأتش کی بعد ازین نام توکل می برد
پرسش مژگان نازش را زبان دیگر استنام ما از گوشه چشم تغافل می برد
اشک بیتابی ندارد رنگی از خونین دلانطاقت ما رنگ از روی تحمل می برد
چون دل پر شور ما کی غنچه ای باشد اسیراین جرس زنگ از دل افغان بلبل می برد