گنج

شمارهٔ ۴۸۲

قافیه: دارد۵ بیت
دل ما زخمی از مرهم ندارداگر شادی ندارد غم ندارد
ز من مجنون گریزد دشت در دشتچه شد زنجیر پای کم دارد
دلم آن غنچه بی آب و رنگ استکه در زیر نگین شبنم ندارد
مشو آزرده دل از مردن منکه مرگ چون منی ماتم ندارد
اسیرت را فلک بخشیده دردیکه در خاک و گل آدم ندارد