گنج

شمارهٔ ۴۶۲

قافیه: ازمیبارد۸ بیت
غبار عشقم از انجام من آغاز می باردگرفتاری هنوزم از پر پرواز می بارد
به رقص آورده دلها را خیال چشم بدمستیچه شرم است اینکه از هر بیزبانی راز می بارد
مشبک گشت جانم دل به سیلاب فنا دادمهنوز از جنبش مژگان شوخش ناز می بارد
تغافل پیشه مستی گرم استغنا چه می دانیکه از گرد شهیدانت هنوز آواز می بارد
هوای عالم دیوانگی کیفیتی داردشرر چون اشکش از ابر چمن پرداز می بارد
ز شاهین حمله طفلی گشته ام صید گرفتاریکه از گرد ره جولان شوخش ناز می بارد
نگاه مجلس آرا آن نگاه مجلس آرا شداثر از ساز می بارد اثر از ساز می بارد
اسیر از بیزبانیها غباری شو اگر مردیدر اقلیم محبت دل ز ابر راز می بارد