گنج

شمارهٔ ۴۶۰

دیوانه ما قحط خریدار پسندداز سوختگی گرمی بازار پسندد
شایستگی درد به درمان نخرد کسبیزارم از آن درد که عطار پسندد
گر سینه اقبال کنی چاک نیابیامروز دلی را که غم یار پسندد
از بسکه خجل گشته ز ناکامی مطلبمحرومی عاشق دل بیعار پسندد
از حسن طلب سوخت لب اظهار کدام استمخمور نگه ساغر سرشار پسندد
در عالم دلسوختگان ساختگی نیستگر دیده داغ است که دیدار پسندد
دیوانه دلی خواهد و سودای رساییزنجیر زند برهم و زنار پسندد