گنج

شمارهٔ ۴۴۰

دل شکسته درستی پذیر می گرددز پا فتادگیم دستگیر می گردد
که دیده مشت غباری به آن زمینگیریعبیر پیرهن چرخ پیر می گردد
ضعیف نالی از آن بیشتر نمی باشدخموشی از دم سردم صفیر می گردد
چه مدعا چقدر باب انتظار است اینبه کام خویشم و نالم که دیر می گردد
بنای خانه الفت ز موم می سازداگر زمانه به کام اسیر می گردد