گنج

شمارهٔ ۳۱۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اراوست۶ بیت
شادیم از دلی که شکستن عیار اوستداریم عالمی که خرابی حصار اوست
خالی ز رنگ و بوی گلستان عشق نیستهستی و نیستی که خزان و بهار اوست
عالم خراب فتنه یک جلوه بیش نیستهر کس که هست چشم به راه غبار اوست
نور چراغ دیده دیر و حرم یکی استگر پرتو از دو خانه دهد روی کار اوست
رونق فزای حسن بود عشق خاکسارشادیم از اینکه خواری ما اعتبار اوست
می گوید از زبان که گذشتم ز یار اسیرتا در دلش چه می گذرد کار و بار اوست