گنج

شمارهٔ ۳۰۶

قافیه: امیاست۹ بیت
هر سبزه این باغ نشان خم دامی استهر سرو و گلی نغمه سرای جم و جامی است
آمیخته با چشم ترم شور تماشاهر قطره سرشکم نمک فتنه عامی است
وارستگی ما وگرفتاری عالمهر وحشی رم کرده نظر کرده دامی است
شبنم به شرر حوصله داغ فروشددر گلشن و گلخن ز تمنای تو دامی است
آتشکده سینه نظر یافته کیستدر کلبه ام از شور نفس شرب مدامی است
احوال غریبان ز فراموشی خود پرسهر ناله که از خاطر ما رفته پیامی است
بیگانگیم سوخت ز بیداد تو فریادمستانه جوابی که غریبانه سلامی است
شبگرد تو کارش نه به شمع است و نه با دلنقش قدم گرمروان ماه تمامی است
بیتابیش افکنده به آسایش جاویدیکبار نظر کن که اسیر تو چه خامی است