گنج

شمارهٔ ۲۹۸

قافیه: ندکسیاست۵ بیت
دل آواره مستمندکسی استدیده جولانگه سمند کسی است
سرو با اینهمه سرافرازیسایه قامت بلند کسی است
نشکند از هجوم لشکر غمکه طلسم دلم به بند کسی است
در غم عشق کام تلخ مراساغر باده زهرخند کسی است
صیدی از دام محنت آزاد استکه اسیر خم کمند کسی است