گنج

شمارهٔ ۲۷۹

شور دل پیشتر از دل به جهان آمده استعید در اول ماه رمضان آمده است
گل آیینه توان چید ز گلزار سخنراز پنهان که از دل به زبان آمده است
می دهد میوه نهالی که گلی می آردورعی هست که مستی به میان آمده است
چه عجب روزم اگر محشر خورشید شودشبم از پرتو دل صبح نشان آمده است
عید اگر بلبل هر صبح نگردد چه کندروزه می گیری و مشرب به فغان آمده است
بسته گلدسته خورشید به صد رنگ دلمچه بسامان ز تماشای نهان آمده است
کرده انگور به خم الفت و می گشته اسیرپیر اگر رفته به میخانه جوان آمده است