شمارهٔ ۲۳۳
ز فیض گریه چمن یک بساط چیده ماستبهار نشئه می حاصل رسیده ماست
چراغ حسن بود روشن از فروغ حجابگلی که خنده ندانسته نور دیده ماست
گلی زگلشن عیش گذشته می چینمبهار رفته نشان دل رمیده ماست
به رنگ و بوی گل از یاد خویشتن رفتموداع اول شوق سفر ندیده ماست
ز پرتو گل روی تو صبح و شام یکی استنقاب جلوه حسنت حجاب دیده ماست
شراب حسرت سرشار ساغری دارددل گداخته پیمانه کشیده ماست
اسیر سر زگریبان آسمان نکشدجنون که درد شراب به سر دویده ماست