گنج

شمارهٔ ۲۲۷

قافیه: انهگرماست۵ بیت
فغانم از دل دیوانه گرم استغبار تربت پروانه گرم است
به چشم کم غبارم را چه بینیدل صحرا به این دیوانه گرم است
چرا لب تشنه ساغر نباشمهوای گلشن میخانه گرم است
به داغ تازه ماند سایه گلسرش از گردش پیمانه گرم است
اسیر از توبه هم گردید بیزارهنوز از مستیش میخانه گرم است