گنج

شمارهٔ ۲۰

قافیه: سرا۸ بیت
چو آیینه در دل گدازم نفس راشکستن مبادا طلسم قفس را
نه بلبل نه پروانه این جذبه دارددهد بال پرواز من خار و خس را
به یاد تو پیمانه بخشم هوا رابه بوی تو گلدسته بندم هوس را
دچارم نشد ناله وگریه گاهیکه سازم پریشان دماغ جرس را
مرا زور می بس نیندیشم از کسبگیرم قدح را ببندم عسس را
زداغش چه آیین که در دل نبستمچراغان کنم تا گلستان قفس را
ز ویرانی آبادتر خانه عشقنسیمی کند شهر بند هوس را
اسیر محبت مرا می شناسدندانسته ام کم ز خود هیچکس را