گنج

شمارهٔ ۱۸۴

قافیه: یددیگراست۵ بیت
قفل غم بهر گشاد دل کلید دیگر استنا امیدان را به نومیدی امید دیگر است
عالم می وسعتی دارد که در هر گوشه ایجام نوروز دگر پیمانه عید دیگر است
گرمی هنگامه دل از زیان و گوش نیستراز داران تو را گفت و شنید دیگر است
دید اگر داری چراغ از دور روشن می کنیتیره بختی مشرق روز سفید دیگر است
سرگرانش دیده ای هشیار کی یابی اسیرهر نگاه تلخ او جام نبیذ دیگر است