گنج

شمارهٔ ۱۷۹

قافیه: نبهتراست۶ بیت
موم شمع کشته از دل چون شد آهن بهتر استخانه زاد شوخ از فرزند بودن بهتر است
برق تازان را غبار اینجا حصار آهن استگر شوی در نیستی پنهان ز جوشن بهتر است
بهتر از صد دل وفای تازه یک جو از قدیمجمله عالم دوست باش آن دوست دشمن بهتر است؟
روی آسایش نبیند دست از دست سنانپیچ و تاب مار از تار فلاخن بهتر است؟
جلوه ای در کار عالم کرده (از) پرگار منخار با گل می کند دعوی که از من بهتر است
اینقدر هم بس که رنگ سوختن دارد اسیردر نظر خاکستر گلخن ز گلشن بهتر است