گنج

شمارهٔ ۱۵۴

بلبل بیا که ناله ارزان غنیمت استابر بهار و صحبت یاران غنیمت است
از هر لبی نوای دگر می توان شنیدتعبیر خوابهای پریشان غنیمت است
عمر عزیز کینه عبث می رود به بادفرصت غنیمت است عزیزان غنیمت است
گلبازی اشاره و ایما شکفته تردر سنگلاخ سیر گلستان غنیمت است
یک جلوه مهربانی احباب و صد بهاراز ابر خشک شوخی باران غنیمت است
هر یک طراز جیب و کناری است گل بچینگلهای خیر صحبت یاران غنیمت است؟
هر یک خدیو دهری و هریک امام شهروحشت بیا که الفت ایشان غنیمت است
راه گریز هیچ ندانی خوش است اسیربودن در این مجادله نادان غنیمت است