شمارهٔ ۱۵۱ قافیه: انهمستاست۴ بیت گر آن دیر آشنا بیگانه مست استخوشم کاین بیخبر دیوانه مست است به یاد چشم او جامی کشیدمدر و دیوار این کاشانه مست است دل دیوانه از چشم تو شد مستکه بد مست از گل پیمانه مست است نگاه گرم او در خواب دیدهاگر گوید اسیر افسانه مست است