گنج

شمارهٔ ۱۵

قافیه: ینههارا۵ بیت
به دل دوزد نگاهت سینه‌ها رابه گل گیرد رخت آیینه‌ها را
بهار سینه‌صافی بی‌خزان‌ترز دل روبد غبار کینه‌ها را
بیا زاهد که مست سجده یابیبه پای خُم شب آدینه‌ها را
نخستین گام سر باید نهادنکه بالا می‌رود این زینه‌ها را
اسیر دور گردم می‌توانمکه نامحرم کنم دیرینه‌ها را