گنج

شمارهٔ ۱۱۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: لبیا۴ بیت
سرو شوخ من بیا تنها بیا غافل بیامستم و بسیار مشتاقم به جان و دل بیا
پایمالت گر شود گل داغ می سوزم ز رشکچون به بزم دیده می آیی ز راه دل بیا
خاطرم نازکتر است از شیشه می دانی تو همتا توانی آمدن ای شوخ سنگین دل بیا
برگ و بار کشت ما را نیست هنگام گدازبرق بیحاصل برو یا در سر حاصل بیا