گنج

شمارهٔ ۱۱۶

قافیه: اییها۶ بیت
بس که می‌ترسم از جدایی‌هامی‌گریزم از آشنایی‌ها
ناله‌خیز است متصل چون نیبند بند من از جدایی‌ها
دل منت گزیده می‌داندکه چه درد است با دوایی‌ها
تربتم را بهار آبله کردگل باغ برهنه‌پایی‌ها
عالم آیینه‌خانه راز استهست در پرده خودنمایی‌ها
سرم از تیغ هم جدا نشودبس که می‌ترسم از جدایی‌ها