شمارهٔ ۱۱۵
میرسد مست شکوه کاهیهاگله مشتاق عذرخواهیها
از لبش بوسهای طمع دارمدر گدایی است پادشاهیها
سینه صافی بهشت راحت ماستدوزخ کیست کینهخواهیها
روز عید بهانهجوییهاستوای بر جان بیگناهیها
چه تغافل چه دشمنی چه نزاعداد از دست کمنگاهیها
با رمیدن چه رام میگرددصف آهوی خوشنگاهیها
نم رحمت چه بحر سامان استروسفیدی است روسیاهیها
با تپیدن چه آرمیدنهاستکوه را برده بادکاهیها
من کجا داغهای عشق اسیرمیگریزم از این سیاهیها