گنج

شمارهٔ ۱۱۲

ای گلشن از بهار خیال تو سینه‌هابرگ گل از طراوت نامت سفینه‌ها
هرجا غمت رواج دهد گوهر شکستبر سنگ خاره رشک برند آبگینه‌ها
گر از نسیم راز تو عالم چمن شودبوی گل صفا دمد از گرد کینه‌ها
در جستجوی گوهر ذاتت فکنده چرخاز روز و شب به قلزم غیرت سفینه‌ها
بخشیده حشمتت به سلیمان ملک فقراز نقش پای مور کلید خزینه‌ها
دنیاپرست حسرت جاوید می‌برددر خاک مانده از دل قارون دفینه‌ها
در جلوه‌گاه سنگدلان شو غبار اسیراین است پاس خاطر آیینه سینه‌ها