گنج

شمارهٔ ۱۰۰

قافیه: ا۷ بیت
از می دیگر است مستی ماسر ساغر به گردن مینا
واژگون است کار اهل جنونخار بر سر زنیم و گل بر پا
پیچش زلف موج زنجیر استخط سبز است نسخه سودا
یکدم از خون نمی شود خالیبی تو هم چشم ماست ساغر ما
در جنون همچو گردباد آخرزدم از آه خیمه بر صحرا
از دل تنگ دیده پر خون استمایه از قطره دارد این دریا
ز آتش دوری تو می سوزددل جدا جان جدا اسیر جدا