شمارهٔ ۸۱
بتان که شیوه جور و ستیز میجویندز بهر کشتن ما تیغ تیز میجویند
دلی که میشود از درد عشق سرگرداندر آن دو سلسله مشکبیز میجویند
چو تو کرشمهکنان میرسی، دگر خوبانز شرم روی تو راه گریز میجویند
کسان که طره شمشاد میزنند گرههلاک فاخته صبحخیز میجویند
به تیغ هجر تو شاهی نه آن شهید بلاستکه خون او به گه رستخیز میجویند