شمارهٔ ۳۷
امروز نسیم سحری بوی دگر داشتگویی گذر از خاک سر کوی دگر داشت
ما یکدل و یکروی چنین، وان گل رعناافسوس که از هر طرفی روی دگر داشت
دی مردم از آن ذوق که در گفتن دشنامبا ماش سخن بود و نظر سوی دگر داشت
خوش وقت کسی موسم نوروز، که چون گلهر روز سر آب و لب جوی دگر داشت
شاهی به تماشای مه عید نیامدبیچاره نظر در خم ابروی دگر داشت