شمارهٔ ۲۳
تا خاک آستانه جانان مقام ماستدر بزم عیش جرعه راحت به جام ماست
گفتی: فلان به کوی من از خاک کمتر استاین هم چو بنگری سبب احترام ماست
زاهد حرام گفت می لعل را، بلیما زائریم و میکده بیتالحرام ماست
تا بر درش به خاک مذلت نشستهایمسلطان چار بالش گردون غلام ماست
روی چو زر به خاک درش تا نهادهایمدر ملک عشق سکه شاهی به نام ماست