گنج

شمارهٔ ۲۱ - استقبال از سعدی

قافیه: ادت۵ بیت
منم ز دست تو پا بسته در کمند ارادتبه راه تو سر تسلیم بر زمین عبادت
به درد عشق خوشم با خیال دوست، که گه‌گهقدم به پرسش ما می‌نهد به رسم عیادت
چه می‌دهند گواهی دو چشم یار به خونمچو نشنوند ز مستان به هیچ روی شهادت
مرا خدنگ تو در دل نشان بخت بلند استمگر به طالع من بوده است سهم سعادت
یکی صد است تمنای عشق در دل شاهیبیا که شوق، فزون است و اتحاد، زیادت