شمارهٔ ۱۸۲ - استقبال از کمال خجندی
دولت وصلش میسر کی شود بیجستوجوی؟گر وصال کعبه میخواهی سخن در راه گوی
باغ گو عشرتگه مرغان فارغبال باشما گرفتاران به زندان قفس کردیم خوی
از فغان زار من گشته رفیقان دردمندوز دل بیمار من مانده طبیبان چاره جوی
جویها بر روی من پیدا شد از سیلاب اشکای بکویت آبروی دردمندان آب جوی
یار اگر برگشت، شاهی در وفا یکروی باشکاندر این بستانسرا هستند رعنایان دوروی