شمارهٔ ۱۶۳
ای که با طرّه پرچین و شکست آمدهایچشم بد دور، که آشفته و مست آمدهای
همچو گل رخت نیفکنده مکن عزم سفربنشین، چون بر ارباب نشست آمدهای
کردهای نسبت بالاش به طوبی، هیهاتبرو ای خواجه، که با همت پست آمدهای
دامن چون تو نگاری ز کف آسان ندهمکه به خونابه بسیار به دست آمدهای
شاهی از عمر ابد یافتهای بهره، که توکشته آن دو لب بادهپرست آمدهای