شمارهٔ ۱۵۰
ای باد صبحدم، خبر یار من بگوبا بلبل از شمایل سرو و سمن بگو
اندوه بلبلان خزان دیده، ای صبادر نوبهار با گل و با نسترن بگو
لعل ترا لطافت عیسی است در نفسمن مردم، از برای خدا یک سخن بگو
چون عشق از این سرود نهان پرده برگرفتگو خاص و عام بشنو و گو مرد و زن بگو
شاهی، بلا و محنت جانان مگو به غیرگر مرد عشقی این همه با خویشتن بگو