گنج

شمارهٔ ۱۴۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انازاو۷ بیت
عیسی دم است یار و دلم ناتوان از اوآن به که درد خویش ندارم نهان از او
بر ره چو دید چهره زردم، بناز گفت،تا چند دردسر کشد این آستان از او
عاشق که دم زند ز وفا، خون بریزیشور جان کشد بر تو، برنجی بجان از او
قمری ز بسکه ناله و فریاد کرد دوشتا صبحدم بخواب نشد باغبان از او
دلبر شکست عهد و ز یاران بتافت رویما را بهیچ روی نبود این گمان از او
وقتی به ناز بالش گل تکیه گاه داشتبلبل که یاد می نکند این زمان از او
شاهی که بی تو سوخت، ببین داغ بر دلشخود سالها رود که نبینی نشان از او