شمارهٔ ۱۳۳
ما جان بتمنای تو در بیم نهادیمچون تیغ کشیدی، سر تسلیم نهادیم
پیکان تو چون از دل مجروح کشیدیمصد بوسه بر آن از پی تعظیم نهادیم
ز استاد ازل عشق بتان یاد گرفتیمانگشت چو بر تخته تعلیم نهادیم
از فکر جهان فارغ و آزاد نشستیمتا پای در این ورطه پر بیم نهادیم
هر چند دونیم است ز هجرت دل شاهیباز آی که ما جمله به یک نیم نهادیم