شمارهٔ ۱۳۱
تو شهریار جهان، ما غریب شهر توایموطن گذاشته، بیخانمان ز بهر توایم
دوای دل نشود نوش جام جم ما راکه ناز پرور پیمانه های زهر توایم
ز لطف بر سر ما دست رحمتی می نهکه پایمال حوادث ز تاب قهر توایم
چو لاله، داغ دل از نوبهار عارض توچو غنچه، خون جگر از لعل نوش بهر توایم
شد از وفای تو مشهور عالمی شاهیبس است شهرت ما، کز سگان شهر توایم